تبليغاتX
راه من...

راه من...

مردم همیشه تنهایند چون به جای پل آسمان خراش می سازند.

 از يك موتور سوار پرسيدم:چرا انقدر تند ميراني؟گفت:همينجوري ،پرسيدم چرا موتور خريدي؟ گفت:براي ولگردي ،پرسيدم تاكنون تصادف كرده اي؟گفت: يكبار

مدتي بعد همين اقا را بدون موتور ديدم مي گفت برادرش آنقدر تصادف كرده كه بالاخره راهنمايي و رانندگي وسيله را توقيف كرده .می گفت:پس از انكه موتور را از راهنمايي و رانندگي پس گرفتيم آنقدر داغان شده بود كه فروختيمش !!

وقتي اين ماجرا را براي يكي از دوستانم تعريف كردم گفت:"موتور سيكلت وسيله نقليه نيست وسيله مرگ است"

وحالا كه زير اين افتاب داغ نفرت انگيز ،راهرو خيابان شكل منتهي به اتفاقات ارتوپدي بيمارستان چمران را مي پيمايم تا با حادثه ديدگان اين مرکز گفت و گو كنم با اين خاطرات خودم را سرگرم كرده ام و اين سوال ذهنم را مشغول كرده:"چگونه مي شود با بيماراني كه سخت درد مي كشند مصاحبه كرد؟"

 اتفاقات یا دست و پا شکسته خانه؟

      وارد اتفاقات که می شوم هر جا را نگاه می کنم یکی یا دستش شکسته یا پایش ،آنقدر هم تعدادشان زیاد است  که بیمارستان مجبور شده دور تا دور راهرو را هم برای بیماران تخت بچیند ،تا جا برای تعداد دیگری از بیماران نیز باز کنداما مصاحبه سخت نبود:

حجت الله – ز. دستش شکسته به خاطر تنبلی در دوران دبستان ترک تحصیل کرده و حالا که 18 ساله است به خاطر بی احتیاطی با موتور تصادف کرده و باید هر چه زودتر به اتاق عمل برود: می گوید ، چندماهی ...


ادامه نوشته...
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 19:17  ---   | 

نوشته هاي کهنه تر