این هوای زشت یادم انداخت تا آمدن بهار یک ماه بیش نمانده؛ آسمان آبی و این نسیم، وحشت بهار را دوباره یادم می آورد و ۹۳ روزی که برای پایان گرفتنش باید تحمل کنم. لعنت به بهار...
پی نوشت؛ امروز این ترانه شکیلا باز تو را یادم آورد و حسی غریب درونم بر انگیخت: گریه این گریه اگر بگذارد با تو از روز ازل خواهم گفت/فتح معراج ازل کافی نیست با تو از اوج غزل خواهم گفت/ می نویسم همه حِق حِق تنهایی را / تا تو از هیچ به آرامش دریا برسی/ تا تو در همهمه همراه سکوتم باشی/ به حریم خلوت عشق تو تنها برسی
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 16:16  ---
|
