تبليغاتX
راه من...

راه من...

مردم همیشه تنهایند چون به جای پل آسمان خراش می سازند.

مدیر مدرسه، نوشته جلال آل احمد کتابی هست که تازگی ها دارم می خونمش؛ از آل احمد هیچ گاه نه خوشم میومده و نه کاراش رو قبول داشتم اما پیش از این هیچی ازش نخونده بودم تا اینکه دو تا از کتابهاش رو چند روز پیش خریدم. حالا اما دیگه سر عقیده ام که آل احمد جز زبون ریزی کار دیگری بلد نیست مصمم هستم چرا که توی مدیر مدرسه جز اهانت به قهرمانان داستان چیز دیگری پیدا نمی شه. هرچند که آل احمد خواسته از مشکلات آموزش و پرورش سالها پیش -که هنوز هیچ تغییری نکرده- انتقاد کنه اما زبونی که برای این انتقاد به کار گرفته جز زبون بی ادبی نیست. او به راحتی اشخاص و لهجه ها رو به مسخره می گیره و البته بی مسئولیتی اش رو به نمایش می گذاره؛ جلال آل احمد خود دو سال مدیر مدرسه بوده و ظاهرا این کتاب هم خاطراتش است که چه خوب به دیگران بی مسئولیت بودنش در اون سالها رو نشون داده به هر حال اگر بخواهیم نام آل احمد رو اندیشمند بگذاریم سخت در اشتباهیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 13:8  ---   | 

نوشته هاي کهنه تر