تبليغاتX
راه من... - خدایش بیامرزد

راه من...

مردم همیشه تنهایند چون به جای پل آسمان خراش می سازند.

این قافله عمر عجب می گذرد! انگار همین دیروز بود که توی دهن ها افتاده بود: «مهستی سرطان دارد.» و من خدا خدا می کردم که گمانه هایی بیش نباشد ولی درست دو سال پیش در چنین روزی بانو مهستی به مهر ایزدی پیوست. مهستی در ۳۶سالی که خواند با آواز گرم و خوشش آرامش بخش دلهایمان بود و جای گمان نیست اگر بگوییم تنها آواز و او خواهرش است که مانده و بس؛ امروز سالمرگ مهستی است؛ مرگی که از آن دو سال می گذرد و خاک دیاری ناآشنا تن پاک این بانو را در آغوش گرفته. بانوی آواز ایران اگرچه دور از ایران می خواند ولی برای ایران می خواند و دلش که شاید دیگر به خاک پیوسته باشد همیشه برای ایران می تپید. نام بانوی مهربان و با وقار آواز پارسی تا همیشه بر زبانهایمان روان است و بانگ گرمش تا همیشه آسایش بخش خستگی هایمان خواهد بود؛ باشد که آن بزرگوار در نزد پروردگار به رستگاری رسد. یادش گرامی؛ این قافله عمر عجب می گذرد/ دریاب دمی که با طرب می گذرد/ ساقی غم فردای حریفان چه خوری/ پیش آر پیاله را که شب می گذرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 12:28  ---   |